تبليغاتX
صدای بارون - جاودانه ها

ممنون که براي ديدن وبلاگ من اومدين. اميدوارم خوشتون بياد.اگر بد بود کوچيکيش رو به بزرگي خودتون ببخشين . آخه ميدونين اين هنوز بچه است.طول مي کشه تا تاتي تاتي کنه راه بيفته بدو وخطاهاش رو از بين ببره اميدوارم لذت ببريد

  مهربانان،زيبا ترين احساسم را با قلم عشق نثار شما

 

خوبان خواهم كرد.

 

  عطر اغوشتان را دوست دارم،چرا كه بوي بهترين ياس

 

 هاي زنگي را برايم تداعي مي كنند.

 

  صداي قلبتان را دوست دارم،چرا كه زيباترين آهنگ

 

زندگي را مي نوازد.

 

  دستان پر مهرتان را دوست دارم،چرا كه بذر محبت را بر

 

 زمين وجودم مي پاشند.

 

  چشمانتان را دوست دارم، چرا كه زيباترين مرواريد هاي

 

 عالم در اين صدفها نهفته است.

 

اي ياس هاي سپيد زندگي،شما را در كدامين گلستان

 

عشق بگذارم كه طراوتتان جاودانه شود.

 

  اما...نه،نمي شود شما را در گلستان زمان نهاد،چرا كه

 

 هيچ گلستاني لايق اين همه زيبايي و مهرباني و صفا

 نيست.

 

  پس شما را در اعماق جاودان قلبم خواهم نهاد كه

 

سراسر از عشق شما لبريز است.

 

  اي ياس هاي سپيد و جاودان،امروز از فراز و نشيب

 

روزها هنوز خانه ي قلبم از عشق شما خوبان گرم است.

 

جاودان هاي بي مثال قلبم،الهي تا ابد  پايدار باشيد.

 

 

                                                    مسعود نصرتي

 

پيوست 1:

 

اين متن حرف دل من بود كه مي خواستم اول از همه به مامان و

 

بابا و ساراي نازم و بعد به همه ي شما نازنينايي كه به ديدنم مياين

 

و با همه ي بد قوليام تنهام نمي ذارين بگم

 

 

 

پيوست 2:

 

ببخشيد به بعضي از نظراتون جواب ندادم و آپ اين سري اينقدر دير شد.

 

سرماي بدي خودم.الآنم به سختی نشستم پشت كامپيوتر و اينا رو

 

 تايپ مي كنم.بايد ببخشيد.

 

قول مي دم به همه ي نظرا جواب بدم.

 

 

 

پيوست 3:

دوستون دارم.همممممممممممممممممممممتون

 

+ نوشته شده توسط منا در شنبه سیزدهم آبان 1385 و ساعت 15:7 |